گیج و مبهوت بین بودن و نبودن
عشق...آخرین همسفر من...مثل تو منو رها کرد
حالا دستام مونده و تنهایی من!!!!!!!!
روز خاکستری سرد سفر یادت نیست
ناله ی ناخوش از شاخه جدا ماندن من
در شب آخر پرواز خطر یادت نیست
تلخی فاصله ها نیز به یادت ماندست
نیزه بر باد نشسته ست و سپر یادت نیست
یادم هست......یادت نیست!!!!!!
خواب روزانه اگر در خور تعبیر نبود
پس چرا گشته شبانه دربه در یادت نیست
من به خط و خبری از تو قناعت کردم
قاصدک کاش نگویی که خبر یادت نیست
یادم هست......یادت نیست!!!!!
عطش خشک تو بر ریگ بیابان ماسید
کوزه ای دادمت ای تشنه مگر یادت نیست
تو که خودسوزی هر شب پره را می فهمی
باورم نیست که مرگ بال و پر یادت نیست
تو به دل ریختگان چشم نداری بی دل
آن چنان غرق غروبی که سحر یادت نیست
یادم هست.....یادت نیست!!!!!!!!
چرا که تسلیم, نیستی می آورد
وحضور, هستی ست سایه وار
که روزی در کشاکش خمیازه های آفتاب
محو خواهد شد...
محو خواهد شد..
محو خواهد شد!
دلم واسه خونه خیالیم و واسه دوستایی که اینجا دارم یه ذره شده بود...
دیگه هر اتفاقی بیفته من می مونم!
پ.ن:به شدت به وجود یه آدم با یه ویژگی خیلی خاص احتیاج دارم....
برای فکر،چه ابعاد ساده ای دارد!
دلم عجیب گفته است.خیال خواب ندارم."
-یه جوری رفتی که انگار هیچ وقت نبودی......انگار هیچ وقت نبودم....
اصلا بودم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
منم گم شدم؟تو نگاهت؟
شاید هم جا موندم...تو گل یخ...تو همون گوشه ی دنج!
ساعت... ۱۱:۱۵
۱۱:۱۵
۱۱:۱۵
۱۱:۱۵
.
.
.
باید امشب چمدانی را
که به اندازه پیراهن تنهایی من جا دارد بردارم
و به سمتی بروم
که درختان حماسی پیداست
رو به آن وسعت بی واژه که همواره مرا می خواند....
! I can not tolerate....I know....I'm moribund
بهت...
صبح.....
دیگه عکستو نمی بینم!!
دیگه از این نقاشی بازی خسته شدم
میای قایم موشک بازی کنیم؟؟؟
من چشم می ذارمو تو قایم شو.
این دفعه هم پشت درخت سیب قرمزه قایم می شی می دونم...
می دوم و می دوم،به درخت که می رسم یه لحظه چشامو می بندم و لحظه هامون پر می شه از عطر
سیبای قرمز!
دستامو حلقه کنم شونه هاتو بهم قرض می دی؟؟
عاشقت بودم یا بوسم کردی؟
یک ساعت تمام،بدون آنکه یک کلام حرف بزنم به رویش نگاه کردم
فریاد کشید:آخر خفه شدم!چرا حرف نمیزنی؟
گفتم: نشنیدی؟.....برو!!!!
"کارو"
۱-شاید بشه گفت دو شخصیت دارم(!)ظاهرم آدمی رو نشون می ده که خیلی آرومه بدون کوچکترین هیاهو....اما در واقع آدمیم که آروم و قرار نداره یه لحظه یه جا بند نمی شه!!!
۲-خوابیدن رو دوست دارم،به مقدار زياااااااااااد،وحشتناك زياد!!! خودم كه مي گم چون هر چي مي خوابم خستگيم برطرف نمي شه اينجوريم اما بقيه بهم مي گن بي عار(!)
۳-از رشته اي كه توش درس مي خونم به شدت بدم ميادچون هر چي مي گذره درسام واسم بي هيجان تر و بي فايده تر به نظر مي رسه....و هر روز خسته تر از خستم مي كنه.
۴-امسال ۱۵ دي تنها روز تولدم نيست...۱۵ امين روز از 15 امين ماهي مي شه كه با هم آشنا شديم...واسه همين امسال اين روزو دوست دارم!!!
5- توي اين زندگي يكنواخت و خسته كننده يه آرزو بيشتر ندارم كه حق خودم مي دونمش و بالاخره بهش مي رسم!
پ.ن:تا حالاهيچ وقت از خودم واسه بقيه چيزي نگفته بودم....خوشم اومد از اين اعتراف بازي!



